close
تبلیغات در اینترنت
جود و بخشش امام رضا(ع)

جود و بخشش امام رضا(ع)

جود و بخشش امام رضا(ع)

جود و بخشش امام رضا(ع)

جود و بخشش امام رضا(ع)

جود و بخشش امام رضا(ع)
جود و بخشش امام رضا(ع)
وب سایت رسمی موسسه مطالعاتی آسمان قم
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما
حدیث رضوی
اوقات شرعی
نوای رضوی
حمایت می کنیم
موضوعات
آرشیو
آمار
جستجو
جدید ترین مطالب
تبلیغات
جود و بخشش امام رضا(ع)

جود و بخشش سجيه‏ي مردمان بزرگوار و کريم الطبع است و دارندگان چنين صفتي موردپسند خداوند کريم مي‏باشند. 

براي امام رضا عليه‏السلام هيچ عملي دوست داشتني‏تر از مهرباني کردن به مردم و مخصوصاً به فقرا نبود. مورخين نمونه‏هاي بسياري از سخاوت و بخشندگي آن حضرت ذکر کرده‏اند که به برخي از آنها اشاره مي‏شود: 
1. هنگامي که امام (ع) در خراسان بود، آنچه داشت، به فقيران مي‏داد که نوشته‏اند در روز عرفه بوده است. امام آنچنان بخششي داشت که فضل بن سهل به او ايراد گرفت و گفت: اين کار شما ضرر است. 
امام در پاسخ فضل فرمود: هنگامي که چيزي را براي پاداش و سخاوت داديد، آن را از بين نبريد، و بخشش ضرر نيست، بلکه يک سود است.(1)
انفاقي که براي خشنودي و رضاي خدا صورت مي‏گيرد، زيان بار نيست، بلکه هزينه‏اي که براي اعمال غير مشروع صرف مي‏شود، زيان بار است، مانند پادشاهان و وزرايي که مقداري هزينه براي خوانندگان و بازيگران مصرف مي‏کنند. 
2. شخصي نزد امام (ع) آمد و به او سلام داد و گفت: من يکي از آنهايي هستم که تو و پدرت را دوست مي‏دارند. من از حج برگشته و پول و داراييم را تمام کرده‏ام و هيچ پولي ندارم تا به منزلم برسم. از تو خواهش دارم که مرا به وطنم بازگرداني. وقتي به منزلم رسيدم، آنچه را که تو به عنوان صدقه به من داده‏اي، از طرف تو به فقيري مي‏دهم. 
امام به آن مرد فرمود: «بنشين، خداي من به تو خير دهد.» سپس امام رو به مردم کرد و با آنان سخن گفت تا متفرق شدند و کسي جز سليمان جعفري و حيثمه باقي نماند. امام اجازه‏ي ورود به خانه‏اش را داد. او وارد شد و در را بست و گفت: «خراساني کجاست؟» خراساني نزد او حاضر شد و امام (ع) به او فرمود: اين دويست دينار را بگير و براي رفع احتياج خود صرف کن و آن را از طرف من به عنوان صدقه به فقير مده. 
آن مرد با خوشحالي آنجا را ترک کرد، زيرا لطف خداوند و امام معصوم شامل حال وي شده بود. 
سپس سليمان جعفري رو به امام کرد و پرسيد: فدايت شوم، شما مقدار زيادي پول به آن مرد بخشيدي، در حالي که صورتت را پوشاندي. 
حضرت در جواب او گفت: اين کار را از اين جهت انجام دادم که مبادا آثار پستي و شرمندگي در صورتش ببينم، چون ممکن است نيازش را برطرف کرده باشم. مگر نشنيده‏اي اين حديث پيامبر اکرم (ص) را که فرمود: «کسي که در خفا عمل حسنه‏اي انجام دهد، مانند کسي است که هفتاد حج بموقع انجام داده است.» آيا نشنيده‏اي بيان شاعر را که مي‏گويد: «وقتي براي حاجتي نزد وي (پيامبر اکرم) آمدم، مرا با آبرو به خانه برگردانيد.».(2)
3. نمونه‏اي ديگر از بخشش و کرم امام رضا عليه‏السلام اين بود که دستور داد تا لذيذترين غذاها را در سيني بگذارند و به فقيران بدهند و اين آيه را قرائت فرمود: «بلکه او براي گردنه کوشش نمي‏کند»(3) سپس فرمود: خدا مي‏داند که هر کس نتواند بنده‏اي را آزاد کند، همان قدر به بخشش مي‏نگرد که مانند راهي است که به بهشت منتهي مي‏گردد.(4)
4. نمونه‏ي ديگري از سخاوتمندي امام رضا عليه‏السلام اين است که مردي مسکين و فقير به او گفت: به اندازه‏ي محبت خود به من عطا فرما!
حضرت به او فرمود: من نمي‏توانم چنين تعهدي بکنم! 
فقير به اشتباه خود پي برد و سپس به امام عرضه داشت: به اندازه‏ي محبت خودم به من عنايت کن.
امام رضا عليه‏السلام لبخندي زد و به او فرمود: «البته مي‏توانم.» پس دستور داد دويست دينار به فقير بدهند.(5)
اعمال بخششهاي امام رضا عليه‏السلام را نمي‏توان برشمرد. اگر چنانچه امام (ع) تمام پولش را به آن مسکين مي‏داد چنين احساس مي‏کرد که اين پاداش مساوي با بخشش و شفقت خود نيست که آن در امتداد بخششهاي جدش، بزرگترين پيغمبر خدا، رسول گرامي اسلام (ص) بود. 
5. نمونه‏ي ديگري از جود و بخشش امام رضا عليه‏السلام آن است که احمد بن عبيدالله از سلسله‏ي سند خود از غفاري روايت کرده است که گفت: مردي از خاندان ابورافع، غلام پيامبر خدا (ص) که چنين و چنان بود، از من طلبي داشت که آن را مطالبه مي‏کرد و اصرار داشت که آن را به او بپردازم. هنگامي که آن را فهميدم، نماز صبح را در مسجد پيامبر اکرم (ص) خواندم و عازم ديدن امام رضا عليه‏السلام گرديدم. در آن روز او در وادي عريض بود. هنگامي که به نزديک خانه‏ي او رسيدم، از جاي خود برخاست در حالي که يک پيراهن و يک ردا پوشيده بود. وقتي به او نگاه کردم، جلوي او شرمنده شدم. هنگامي که به من رسيد، ايستاد و به من نگاه کرد. من به امام(ع) سلام دادم. ماه، ماه رمضان بود، گفتم: غلام شما چنين و چنان کرده و از من قرضش را خواسته و به خدا قسم، مرا رسوا کرده است. 
من با خود در اين فکر بودم که امام (ع) به وي خواهد گفت که مرا به حال خود رها کند. به خدا قسم من درباره‏ي بدهي خود و مقدار دقيق آن، چيزي به او نگفتم. امام به من فرمود: بنشين تا برگردم.
من آنجا بودم تا هنگام غروب شد و نماز مغرب را خواندم. خواستم بروم ولي چون روزه بودم، به زحمت افتادم. ناگهان امام رضا عليه‏السلام وارد شد و آنجا جمعيتي زياد بودند که گريان از امام (ع) طلب مي‏کردند و حضرت به آنها صدقه مي‏داد. سپس از آنها دور شد و به داخل منزل رفت. بار ديگر بيرون آمد و مرا فراخواند. من از جا برخاستم و با او رفتم. او نشست و من هم با او نشستم. من درباره‏ي حاکم مدينه شروع به صحبت کردم، وقتي صحبتم تمام شد، به من فرمود: فکر مي‏کنم که تاکنون چيزي نخورده باشي.
جواب دادم: بلي. 
براي من دستور غذا داد و آن را جلوي من گذاشتند. به خدمتگزارش فرمود که با من غذا بخورد. من و خدمتگزار از غذا سير شديم. در اين لحظه امام (ع) فرمود: بالش را بلند کن و آنچه را در زير آن است، بردار.
من بالش را بلند کردم و دينارهاي زيادي ديدم، آنها را برداشتم و در آستينم گذاشتم. امام (ع) به چند نفر از خدمتکارانش فرمود تا مرا تا خانه‏ام همراهي کنند و آنها نيز اين کار را کردند. زماني که به خانه رسيدم، چراغي خواستم و دينارها را شمردم، جمعاً 48 دينار بود، در حالي که من تنها 28 دينار به آن مرد بدهکار بودم. بر روي يکي از آن دينارها نوشته شده بود: «طلب آن مرد تنها 28 دينار است و بقيه مال توست.»(6).
اينها تنها گوشه‏اي از سخاوت و بخشندگي امام رضا عليه‏السلام را نشان مي‏دهد که براي احسان به مردم آفريده شده بود. 

صالحین-بهشتی.gif (184×57) 


پي نوشت:
1ـ همان مأخذ، ص 40. 
2ـ بحارالانوار، ج 12، ص 28. 
3ـ بلد / 11. 
4ـ بحارالانوار، ج 12، ص 28. 
5ـ المناقب، ج 4، ص 361. 
6ـ بحارالانوار، ج 12، ص 28.


تعداد بازديد : 81
جمعه 20 مرداد 1391 ساعت: 16:51
نویسنده:
نظرات()
مطالب مرتبط
بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
لینک دوستان