close
تبلیغات در اینترنت
خورشید طوس

خورشید طوس

خورشید طوس

خورشید طوس

خورشید طوس

خورشید طوس
خورشید طوس
وب سایت رسمی موسسه مطالعاتی آسمان قم
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما
حدیث رضوی
اوقات شرعی
نوای رضوی
حمایت می کنیم
موضوعات
آرشیو
آمار
جستجو
جدید ترین مطالب
تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحیم{پست ثابت}

با عرض سلام وتحیت به محضر آقام

 

و درود و خیر مقدم به شما مهمان عزیزمان

از اینکه قابل دونستید یه دنیا نه هزاران دنیا ممنون

 



تعداد بازديد : 289
یکشنبه 01 مرداد 1391 ساعت: 17:11
نویسنده:
نظرات()
از محضر رضا (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحيم‏

تلخي چاي را تا احساس کردم، فورا استکان را به زمين گذاشتم، سردي‏اش را تحمل مي‏کردم، ولي ديگر تلخي آن را نتوانستم تحمل کنم، تلخي آن ناشي از جوش خوردن زياد بود که معلوم شد چاي صبح بوده، من هم استکان نصفه کاره را کنار گذاشتم و بلند شدم از نمازخانه بيرون بروم، خواستم با خودم شرط کنم که ديگر به اين جا نيايم که يک خبر دروني و قلبي به من يادآوري کرد، که اگر آبدارچي مدرسه در کارش سستي کرده من نماز خدا و نمازخانه را ترک نکنم. 
قدري بر نفس خود غلبه کردم، آيه‏ي امن يجيب المضطر اذا دعاه و يکشف السوء را خواندم. گفتم يا ناصر المله و الدين اياک نعبد و اياک نستعين. 
کفشهاي خود را که برداشته بودم تا از مدرسه بروم، به سوي کتابخانه مدرسه تنظيم کردم، شايد آنجا آقاي ناصري را ببينم. 
آقاي ناصري سه سال بود که نظم نسبتا بهتري به کتابها و کتابخانه مدرسه داده بود و در بين بچه‏ها مخصوصا بچه زرنگ‏ها محبوب‏تر بود. 
در را که زدم با صداي آرامي گفت: بفرمائيد. 
داخل شدم، سلام کردم. 
آقاي ناصري: سلام دوست من. 
من: آقا فرصت داريد، چند دقيقه با هم صحبت کنيم. 
آقاي ناصري: آره جانم، بفرما، همين جا روي اين صندلي بشين و  حرف دلت را بگو. 
من: آقاي ناصري من الان مي‏خواستم بروم منزل ولي با خود گفتم، با مراجعه بموقع به معلم خود، راهنمائي لازم را بگيرم. 
آقاي ناصري: مگر چه شده بود که خواستي بروي منزل. 
من: چاي آقا غضنفر امروز... 
آقاي ناصري: تلخ و سرد بود. 
من: آره آقا، شما از کجا فهميديد. 
آقاي ناصري: يک ربع قبل من هم از همان چاي خوردم، از او هم تشکر کردم، آمدم اينجا چند تا کتاب نگاه کنم. 
من: پس شما به روي خود نياورديد. 
آقاي ناصري: آره دوست من، خداوند اغماض و چشم پوشي را براي همين موقع‏ها توصيه کرده است. 
من: خوب قبول، هر کس يک وظيفه‏اي دارد که بايد به نحو احسن انجام بدهد. 
آقاي ناصري: من با اين عقيده‏ي شما کاملا موافقم، فقط نظرم در مورد مصداق دلمشغولي تو متفاوت است، شما يک دانش‏ آموز هستي و وظيفه‏ات درس را خوب خواندن است که بايد دل تو معطوف کتاب باشد، نه چاي گرم؛ دنياي تو کدام است، چاي گرم و شيرين و يا کتاب ساده و روان، پرمحتوا و مناسب؟ 
من: البته اگر هر دو در کنار هم باشند بهتر است. 
آقاي ناصري: بله اگر شيريني دنيا در کنار معنويت و عرفان جمع شد  خوب است، ولي اگر در هر موردي قابل جمع نبودند، از من به تو نصيحت که بدان ارجحيت با کتاب است، نه چاي، زيرا که راندن درست براق نفس مهم است، نه اشباع بزاق کام. 
من: ما دانش‏آموزان، هميشه از ادبيات و تشبيه‏هاي شما استفاده کرده‏ايم. 
آقاي ناصري: من خودم چندي پيش از يک موضوع شخصي - خانوادگي دلم شکسته بود. 
من: آقا دل شما شکسته بود؟ 
آقاي ناصري: چيه، مگه دل شکستن صنفي است؟ نه دل شکستن مال همه‏ي آدم‏هاي دل‏دار است، هر که دلي دارد روزي به اين مي‏بندد، روزي به آن، روزي مي‏شکند و روزي فراموش مي‏کند. مهم اينست که دل بايد به حضور چه کسي وصل و مشتاق ديدار چه وجودي باشد؟ 
من: طالب وصل و مشتاق که باشم بهتر است؟ 
آقاي ناصري: من خودم هم به کتاب شيخ عباس قمي که واقعا مولف ارزشمند تاريخ شيعه است مراجعه کردم، او في الواقع با جمع آوري دعاها و مجموعه‏اي از زيارت‏هاي ائمه معصومين عليهم‏السلام شاهکار عظيمي در تاريخ شيعه آفريده است. 
من: آقاي ناصري مي‏توانيد براي اين کلمات شيرين خود توضيحاتي هم بگوئيد. 
آقاي ناصري: بعد از قرآن که کلمات خود خداوند است. جملات امامان معصوم عليهم‏السلام، خود متن کتاب درس دين است، امامان شيعه خود  حجت حق و وجه الله هستند، کلام ايشان تفسير و توضيح ابعاد مختلف دين حنيف مي‏باشد. 
من: اين ويژگي فقط شامل جملات و کلمات ايشان مي‏شود که در قالب روايات و احاديث به ما رسيده است؟ و يا غير از آن را هم شامل مي‏شود؟ 
آقاي ناصري: دوست من شامل عملکرد آنها هم مي‏شود، بدان دعاهايي که از ائمه معصومين صادر شده و يا احاديث قدسي که به وسيله ايشان نقل شده خود نيز متن حقيقي دروس اعتقادي و اخلاق و احکام کتاب مدرسه دين است. به علاوه اينکه در روايات، گاهي مخاطب فرد معين بوده و يا جمع خاصي بوده‏اند، که امام معصوم براساس ميزان فهم و درک آنها مطالب ساده‏تر و يا غني‏تر را گفته‏اند، ولي در ادعيه چون مخاطب، خداوند مي‏باشد و گوينده قلب پاک امام طاهر مي‏باشد، ديگر چنين محدوديتي نيست فقط شنونده بايد عاقل باشد. 
من: شنونده بايد عاقل باشد يعني چه؟ 
آقاي ناصري: يعني از حب و بغض براي غير از خدا دور باشد. و اينها را امانت‏هاي آسماني بداند و در حفظ و حرمت آنها بکوشد و با اطمينان و يقين با هر کدام از اين دعاها انس داشته باشد. 
من: آقاي ناصري من زيارت عاشورا را خيلي دوست دارم و در روز و هفته چند بار مي‏خوانم. 
آقاي ناصري: درست هم همين است. زيارت عاشورا هم غمنامه مصائب اهل بلا در کربلاست، و هم تعهد و پيمان با اهل ولا در حضور مصطفي است، زيارت عاشورا حديث قدسي است، يعني از زبان مبارک خود خداوند عزوجل و در زمان حيات حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله بيان شده است و در اين زيارت، خواننده از خدا مي‏خواهد تا در محضر حضرت بقيه‏الله الاعظم (روحي فداه) به انتقام خون مظلوم ثارالله الحسين قيام کند. و تا آن روز هم حيات و روش زندگاني و شيوه رحلت خود را همچون زندگي و ممات محمد و آل محمد مي‏خواهد و آبروي خود را در نزد خداوند، و خير دنيا و آخرت و با امام حسين زيستن را در اين زيارت از خداوند منان مي‏طلبد، و در اين دعا، حساب دشمني با اهل‏بيت و امام ‏حسين عليه‏السلام از زبان خداوند بر مؤمنين روشن مي‏شود. 
من: من تاکنون اين مطالب را نمي‏دانستم. 
آقاي ناصري: دوست من، خوب خود من هم مثل بقيه اهل مطالعه و کتاب خيلي چيزها را قبلا نمي‏دانستم ولي با دقت و مطالعه‏ي بجا و بموقع آن هم در سايه‏ي لطف خدا و کرامت چهارده نور آسمان دين توانستم مطالبي را جمع‏آوري کنم. 
من: اگر فرصت داريد، از اين مطالبي را که جمع آوري کرديد قدري توضيح دهيد. آقاي ناصري: با دقت و تدبر روي کلمه «وتر الموتور» مطالبي را با تاريخ دين، تطبيق داده و توفيق نوشتن آن را هم الحمدلله دادند. 
مقداري از اوصاف حضرت بقيه‏الله الاعظم، صاحب امر و زمان، اباصالح المهدي را در مقاله‏اي به نام «بهره‏اي از بحر ولايت»، جمع‏آوري کردم. 
در اين ميان به دعاي شريف و نوراني حضرت امام علي بن موسي  الرضا عليه‏السلام دقت بيشتري کردم و آن را در بين دعاهاي کتاب ارجمند مفاتيح‏الجنان، بعد از «دعاي عهد» امام زمان يافتم، ترجمه‏ي خاصي کردم و توضيحاتي را هم از زبان يک منتظر مهدي موعود را بر آن افزودم. 
با مراجعه به بخشهاي ولايتي و امام شناسي قرآن کريم و کتب اصول کافي و حديقه الشيعه و امالي شيخ صدوق و تحف العقول و عصر ظهور و اخبار و آثار حضرت امام رضا عليه‏السلام و ستاره پنهان مطالبي را جمع‏آوري کردم و هر يک از کلمات و روايات ائمه معصومين را به مناسبت در ذيل کلمات گهربار حضرت علي بن موسي الرضا جاي دادم و توجه خوانندگان را به ابعاد مختلف تاريخي - اعتقادي و اجتماعي اين روايات و آن متن دعا جلب نمودم، اميد که در قلب طالبان مؤثر افتد. 
من: اين دعاي امام رضا عليه‏السلام درباره چه موضوعي است؟ 
آقاي ناصري: همانطور که گفتم در بخشهاي آخر کتاب مفاتيح بعد از دعاي عهد که هر روز صبح بايد خوانده و با خداوند و حضرت آقا امام زمان عهد و پيمان را تجديد کنيم دعاي ديگري از سوي حضرت اباالحسن امام رئوف، آمده است. 
من: امام رئوف لقب کيست؟ 
آقاي ناصري: امام رئوف لقب مبارک حضرت امام رضا عليه‏السلام است. عرض مي‏کردم که اين دعا را حضرت امام رضا عليه‏السلام به يکي از ياران خود به نام يونس بن عبدالرحمان امر کردند.(1) اين دعا با جمله «اللهم ادفع عن  وليک»، شروع مي‏شود و شامل کلماتي چند است که هر کدام حاوي مقامات حضرت صاحب الامر و الزمان و موقعيت‏هاي تاريخي قبل از ظهور و ارائه شناخت امام رضا عليه‏السلام نسبت به مؤمنين در قبل از ظهور حضرت آقا و دعاهائي به درگاه ايزد قادر در مورد تعجيل در فرج و حال و وضع منتظران در عصر غيبت است. به طور خلاصه حضرت آقا امام رضا عليه‏السلام در زمان مأمون و در حيات سخت و پرفشار اجتماعي اعتقادي در آن موقع به فکر درد دل‏هاي قلوب شکسته و غريب منتظرين بوده و اين دعا را از جهت التيام و همدردي و راهنمائي و روحيه بخشي و جهت دهي زندگي به يونس، امانت داده‏اند تا امروز از کتاب مفاتيح به دست من و تو برسد و ما از آن به عنوان يک چراغ راهنما و زنگ اخبار و ساعت مشاوره و راهنمايي استفاده کرده خود را به وجود پرمهر بقيةالله الاعظم (روحي فداه) نزديک کنيم و با او عهد و پيمان ببنديم و خود را براي ظهور پرسرورش آماده‏تر کنيم. 
من: آقاي ناصري اين نوشته‏هاي شما کجاست؟ و من چگونه مي‏توانم ببينم؟ 
آقاي ناصري با جلو کشيدن ظرف شيريني که روي ميز کتابخانه بود آن را به طرف من قرار داده و ادامه داد: 
آقاي ناصري: فعلا شما چند تا از اين شيريني‏ها ميل بفرما تا من هم بروم کتاب «از محضر رضا» را برايت بياورم، تا هم کام تو شيرين شود و هم قلب تو روشن گردد. چون کلمات ائمه معصومين عليهم‏السلام روشنايي بخش قلب مؤمنين هستند.


تعداد بازديد : 99
دوشنبه 14 مرداد 1392 ساعت: 10:55
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
چهل حديث اخلاقي از امام رضا عليه السلام :

 

 

1- سه ويژگى برجسته مؤمن

لا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِيِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِيِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِيِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.

 

مؤمن، مؤمن واقعى نيست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پيامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است.

 

2- پاداش نيكى پنهانى و سزاى افشا كننده بدى


 

« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعينَ حَسَنَةً، وَ الْمُذيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّيِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ».

پنهان كننده كار نيك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است.

 

3- نظافت

« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِياءِ التَّنَظُّفُ ».

از اخلاق پيامبران، نظافت و پاكيزگى است.

 

4- امين و اميننما

« لَمْ يَخُنْكَ الاَْمينُ وَ لكِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».

امين به تو خيانت نكرده [و نمىكند] و ليكن [تو] خائن را امين تصوّر نموده اى.

 

5- مقام برادر بزرگتر

« أَلاَْخُ الاَْكْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ ».

برادر بزرگتر به منزله پدر است.

 

6- دوست و دشمن هر كس

« صَديقُ كُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».

دوست هر كس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

 

7- نام بردن با احترام

« إِذا ذَكَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَكَنِّهِ، وَ إِذا كَانَ غائِباً فَسَمِّه ».

چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنيه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.

 

8- بدى قيل و قال

« إِنَّ اللّهَ يُبْغِضُ الْقيلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ كَثْرَةَ السُّؤالِ ».

به درستى كه خداوند، داد و فرياد و تلف كردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.

 

9- ويژگيهاى دهگانه عاقل

« لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(عليه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(عليه السلام): لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».

 

عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او اميد خير باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد. 4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدايش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدايش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چيست و چيست دهمى؟ به او گفته شد: چيست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.

 

10- نشانه سِفله

« سُئِلَ الرِّضا(عليه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(عليه السلام):مَنْ كانَ لَهُ شَىْءٌ يُلْهيهِ عَنِ اللّهِ ».

از امام رضا(عليه السلام) سؤال شد: سفله كيست؟فرمود: آن كه چيزى دارد كه از [ياد] خدا بازش دارد.

 

11- ايمان، تقوا و يقين

« إِنَّ الاِْيمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْيمانِ بِدَرَجَة وَ لَمْ يُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْيَقينِ ».

ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است و به فرزند آدم چيزى بالاتر از يقين داده نشده است.

 

12- ميهمانى ازدواج

« مِنَ السُّنَّةِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْويجِ ».

اطعام و ميهمانى كردن براى ازدواج از سنّت است.

 

13- صله رحم با كمترين چيز

« صِلْ رَحِمَكَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الأَذى عَنْه ».

پيوند خويشاوندى را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترين پيوند خويشاوندى، خوددارى از آزار خويشاوندان است.

 

14- سلاح پيامبران

« عَنِ الرِّضا(عليه السلام) أَنَّهُ كانَ يَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَيْكُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِياءِ، فَقيلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِياءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».

حضرت رضا(عليه السلام) هميشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پيامبران، گفته شد: اسلحه پيامبران چيست؟ فرمود: دعا.

 

15- نشانه هاى فهم

« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَليلٌ عَلى كُلِّ خَيْر ».

از نشانه هاى دين فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خاموشى و سكوت، دوستىآور و راهنماى هر كار خيرى است.

 

16- گوشه گيرى و سكوت

« يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَكُونُ الْعافِيَةُ فيهِ عَشَرَةَ أَجْزاء: تِسْعَةٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».

زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است كه نُه جزء آن در كناره گيرى از مردم و يك جزء آن در خاموشى است.

 

17- حقيقت توكّل

« سُئِلَ الرِّضا(عليه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَكُّلِّ؟ فَقالَ(عليه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».

از امام رضا(عليه السلام) از حقيقت توكّل سؤال شد.

فرمود: اين كه جز خدا از كسى نترسى.

 

18- بدترين مردم

« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَكَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».

به راستى كه بدترين مردم كسى است كه يارىاش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زيردستش را بزند.

 

19- زمامداران را وفايى نيست

« لَيْسَ لِبَخيل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوك وَفاءٌ وَ لا لِكَذُوب مُرُوَّةٌ ».

بخيل را آسايشى نيست و حسود را خوشى و لذّتى نيست و زمامدار را وفايى نيست و دروغگو را مروّت و مردانگى نيست.

 

20- دست بوسى نه!

« لا يُقَبِّلُ الرَّجُلُ يَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَةَ يَدِهِ كَالصَّلاةِ لَهُ ».

كسى دست كسى را نمىبوسد، زيرا بوسيدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.

 

21- حُسن ظنّ به خدا

« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ كانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْيَسيرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْيَسيرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْيا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».

به خداوند خوشبين باش، زيرا هر كه به خدا خوشبين باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر كه به رزق و روزى اندك خشنودباشد، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد، و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.

 

22- اركان ايمان

« أَلاْيمانُ أَرْبَعَةُ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْليمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْويضُ إِلَى اللّهِ ».

ايمان چهار ركن دارد: 1ـ توكّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسليم به امر خدا4ـ واگذاشتن كار به خدا.

 

23- بهترين بندگان خدا

« سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ خِيارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(عليه السلام):أَلَّذينَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَكَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».

از امام رضا(عليه السلام) درباره بهترين بندگان سؤال شد.

فرمود: آنان كه هر گاه نيكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بينند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند.

 

24- تحقير فقير

« مَنْ لَقِىَ فَقيرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَيْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِياءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ هُوَ عَلَيْهِ غَضْبانُ ».

كسى كه فقير مسلمانى را ملاقات نمايد و بر خلاف سلام كردنش بر اغنيا بر او سلام كند، در روز قيامت در حالى خدا را ملاقات نمايد كه بر او خشمگين باشد.

 

25- عيش دنيا

« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(عليه السلام): عَنْ عَيْشِ الدُّنْيا؟ فَقالَ: سِعَةُ الْمَنْزِلِ وَ كَثْرَةُ الُْمحِبّينَ ».

از حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره خوشى دنيا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زيادى دوستان.

 

26- آثار زيانبار حاكمان ظالم

« إِذا كَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّكوةُ ماتَتِ الْمَواشى ».

زمانى كه حاكمان دروغ بگويند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زكات اموال داده نشود چهارپايان از بين روند.

 

27- رفع اندوه از مؤمن

« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ يَوْمَ القِيمَةِ ».

هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نمايد، خداوند در روز قيامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.

 

28- بهترين اعمال بعد از واجبات

« لَيْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».

بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نيست.

 

29- سه چيز وابسته به سه چيز

« ثَلاثَةٌ مُوَكِّلٌ بِها ثَلاثَةٌ: تَحامُلُ الاَْيّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْكامِلَةِ وَإِسْتيلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداةُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ ».

سه چيز وابسته به سه چيز است: 1ـ سختى روزگار بر كسى كه ابزار كافى دارد، 2ـ محروميت زياد براى كسى كه در صنعت عقب مانده باشد، 3ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.

 

30- ميانه روى و احسان

« عَلَيْكُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَليلِ وَ الْكَثيرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى يَعْظُمُ شِقَّةَ الـتَّمْرَةِ حَتّى يَأْتِىَ يَوْمَ الْقِيمَةِ كَجَبَلِ أُحُد ».

بر شما باد به ميانهروى در فقر و ثروت، و نيكى كردن چه كم و چه زياد، زيرا خداوند متعال در روز قيامت يك نصفه خرما را چنان بزرگ نمايد كه مانند كوه اُحد باشد.

 

31- ديدار و اظهار دوستى با هم

« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».

به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.

 

32- راز پوشى در كارها

« عَلَيْكُمْ فى أُمُورِكُمْ بِالْكِتْمانِ فى أُمُورِ الدّينِ وَ الدُّنيا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَةَ كُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذيعُ وَ الْقاتِلُ شَريكانِ» وَ رُوِىَ « ما تَكْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّكَ فَلا يَقِفُ عَلَيْهِ وَليُّكَ».:

 

بر شما باد به رازپوشى در كارهاتان در امور دين و دنيا. روايت شده كه « افشاگرى كفر است» و روايت شده « كسى كه افشاى اَسرار مىكند با قاتل شريك است» و روايت شده كه « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نيابد».

 

33- پيمان شكنى و حيلهگرى

« لا يَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَةَ السَّوْءِ مَعَ نَكْثِ الصَّفَقَةِ، وَ لا يَعْدُمُ تَعْجيلُ الْعُقُوبَةِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».

آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پيمان شكنى رهايى يابد، و از چنگال عقوبت رهايى ندارد كسى كه با حيله به ستمگرى مىپردازد.

 

34- برخورد مناسب با چهار گروه

« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّديقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّةَ بِالْبُشْرِ ».

با سلطان و زمامدار با ترس و احتياط همراهى كن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتياط، و با مردم با روى خوش.

 

35- رضايت به رزق اندك

« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَليلِ مِنَ الْعَمَلِ ».

هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.

 

36- عقل و ادب

« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ كُلْفَةٌ فَمَنْ تَكَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَيْهِ، وَ مَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ يَزْدِدْ بِذلِكَ إِلاّ جَهْل ».

عقل، عطيّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل يك مشقّت است، و هر كس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.

 

37- پاداشِ تلاشگر

« إِنَّ الَّذى يَطْلُبُ مِنْ فَضْل يَكُفُّ بِهِ عِيالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبيلِ اللّهِ ».

به راستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است.

 

38- به پنج كس اميد نداشته باش

« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فيهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَةَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الكَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَةَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَةَ لِرَبِّهِ ».

پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش:1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى،2ـ و كسى كه در سرشتش كَرم نيابى،3ـ و كسى كه در آفرينشش استوارى نبينى،4ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى،5ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد.

 

39- پيروزىِ عفو و گذشت

« مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».

هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر اين كه نصرت و پيروزى با گروهى است كه عفو و بخشش بيشترى داشته باشد.

 

40- عمل صالح و دوستى آل محمّد

« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَةِ إِتِّكالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(عليهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(عليهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّكالاً عَلَى الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا يُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».

مبادا اعمال نيك را به اتّكاى دوستى آل محمّد(عليهم السلام) رها كنيد، و مبادا دوستى آل محمّد(عليهم السلام) را به اتّكاى اعمال صالح از دست بدهيد، زيرا هيچ كدام از اين دو، به تنهايى پذيرفته نمىشود.


تعداد بازديد : 298
دوشنبه 23 بهمن 1391 ساعت: 12:26
نویسنده:
نظرات()
غدير از زبان اميرالمؤمنين

اميرالمؤمنين عليه ‏السلام علاوه بر اين که در احاديث منا شده  بارها به واقعه ‏ي غدير استناد کرده، در بعضي مواقع خاص نيز عظمت غدير را به مردم يادآوري نموده است. از آن جمله حديثي است که شيخ طوسي رحمه الله تحت عنوان «خطبة اميرالمؤمنين يوم الغدير» آورده است. 
 ناقل اين خطبه نسبتا طولاني امام علي بن موسي الرضا عليه‏السلام است که از پدرانش از مولا علي عليه‏السلام نقل فرموده. در بخشي از اين خطبه مي‏فرمايد: 
«ان هذا يوم عظيم الشأن، فيه وقع الفرج و رفعت الدرج و وضحت الحجج و هو يوم الايضاح و الافصاح عن المقام الصراح و يوم کمال‏الدين و يوم العهد و المعهود و يوم الشاهد و المشهود و يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود و يوم البيان عن حقائق الايمان و يوم دحر الشيطان و يوم البرهان. هذا يوم الفصل الذي کنتم توعدون. هذا يوم الملأ الأعلي الذي أنتم عنه معرضون. هذا يوم الارشاد و يوم محنة العباد و يوم الدليل علي الرواد. هذا يوم أبدي خفايا الصدور و مضمرات الامور. هذا يوم النصوص علي أهل الخصوص. هذا يوم شيث. هذا يوم ادريس. هذا يوم يوشع. هذا يوم شمعون. هذا يوم الأمن و المأمون. هذا يوم اظهار المصون من المکنون. هذا يوم ابلاء السرور...»؛

اين روز شأني بزرگ دارد. در همين روز، گشايش و فرج صورت گرفت و مقام‏ها و رتبه‏ها اعتلا يافت و دلايل و حجت‏ها آشکار گرديد. اين روز، روز آشکار شدن مقام و منزلت مخلصان است. روز کامل شدن دين، روز عهد و پيمان و هم روز گواهي و شهادت است. روز مشخص شدن صداقت و راستي از نفاق و دو رويي است. روز آشکار شدن حقايق ايمان و روز راندن شيطان و روز دليل و برهان است. اين روز بزرگ همان روز فصل و جدايي حق از باطل است که به شما وعده داده شده است. اين روز همان روز فرشتگان عالم بالا است - چون قيامت کبري - که شما از آن گريزانيد، اين روز روز ارشاد، روز امتحان و آزمايش بندگان و روز راهنمايي و هدايت گمراهان و روز آشکار شدن رازهاي نهفته‏ي سينه‏ها و برملا شدن اسرار پنهاني است. در اين روز بزرگ احکام و فرمانها بر دوستان خدا و خاصان درگاهش به روشني بيان مي‏شود. امروز (غدير) روز شيث، روز ادريس، روز يوشع و روز شمعون است. روز امنيت و قرار است و روز آشکار شدن محفوظات و مکنونات دلهاست. روز رو شدن باطنهاست.... 
نظر به اين که عيد غدير خم از ابتداي وقوع‏اش و از همان قرن نخستين تا عصر حاضر پيوسته از وقايع مسلم و حوادث انکار ناپذير بوده است، در ميان صحابه‏ي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و تابعين  -چه پيش از دروان حکومت اميرالمؤمنين عليه‏السلام، چه در عهد زمامداري آن حضرت و چه بعد از آن - استدلال به ماجراي غدير و يادآوري آن به شکل منا شده بسيار بوده است، به طوري که اميرالمؤمنين عليه‏السلام بارها در منا شداتي که با منکران ولايت داشته‏اند به اين ماجرا تصريح کرده‏اند .
علاوه بر اينها، حضرات صديقه‏ي کبري، فاطمه‏ي زهرا عليهاالسلام و امام مجتبي عليه‏السلام و سيدالشهداء عليه‏السلام و برخي از بزرگان صحابه نيز در اين باره منا شداتي دارند که مشروح آنها با اسناد مربوطه در الغدير آمده است .


تعداد بازديد : 89
جمعه 12 آبان 1391 ساعت: 15:4
نویسنده:
نظرات()
کنار سفره که بودیم حرف مشهد شـد

کنار سفره که بودیم حرف مشهد شـد

 

وزید بوی خراسان و ناگـهان رد شد

 

دوباره یـاد غریب آشـنا و شـوق حرم

 

و سیل اشک که پشت پلکها سد شد

 

و دخترم که به دل حسرت زیارت داشت

 

درست هم نظر مرتضـی و احمـد شد

 

دو سـال هست که تو قـول داده ای بابا

 

بـرای مـا که نـرفتیم واقعـآ بـد شد

 

تمام بودنـم آوار شـد و یـک لحظــه

 

زمان برای عبور از خـودش مردد شد

 

دو روز بـعد بلیـط و شـروع یک پروار

 

کبوترانـه دلـم بـی قـرار گنبـد شد

 

قطار تهران،مشهد درست ساعت هشت

 

و ایستگاه که سرشار بـوق ممتد شد

 

و چند ساعت دیـگر به صحـن آزادی

 

نگاه منتظرم گـرم رفـت و آمـد شد

سکات قزوينى


تعداد بازديد : 498
جمعه 14 مهر 1391 ساعت: 10:34
نویسنده:
نظرات()
دست من و دامان تو

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو

 

سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

 

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم

 

آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

 

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام

 

یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

 

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد

 

هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

 

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم

 

من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

 

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام

 

من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

 

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین

 

جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

 

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام

 

اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو 

على انسانى


تعداد بازديد : 91
جمعه 14 مهر 1391 ساعت: 10:15
نویسنده:
نظرات()
استعمال بوي خوش

امام رضا (علیه السلام) مانند جدش رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بوي خوش را دوست داشت حتي نوشته اند كه او مشك ميخريد و به محاسن خود ميماليد. در ديدار با مردم سعي ميكرد آنها را با لباسي پاكيزه و بوي خوش ديدار كند. او اهل بهداشت بود. دست و دهان را مي شست. دندانها را هر روز مسواك ميزد. دستور ميداد بر سر سفرة غذاي او نمك باشد و غذا را با نمك شروع ميكرد.


تعداد بازديد : 2039
جمعه 31 شهريور 1391 ساعت: 11:29
نویسنده:
نظرات()
دوران کودکی زندگی امام رضا علیه السلام

مفضل بن عمر گفت: وارد شدم بر ابي‏ الحسن موسي بن جعفر عليه‏ السلام در هنگامی که فرزندش علي گل هشتم بوستان محمدی (ص)  در دامنش نشسته بود، و او فرزند خود را مي ‏بوسيد، بر دوش خود سوار مي‏ کرد، و به خود مي‏ چسبانيد و مي‏ فرمود:« بأبي أنت و أمي ما أطيب ريحک و أطهر خلقک و أبين فضلک؟، پدر و مادرم فداي تو چه بوي خوشي داري، چه خلقت پاک و نيکوئي داري، چه فضل وبرتري آشکاري داري.» 

عرض کردم: «فدايت شوم همانا در دل من از اين پسر محبتي واقع شده که از احدي جز شما واقع نشده است.» 

ایشان فرمودند:«نسبت او به من به منزله ‏ي من است نسبت به پدرم، ما ذريه‏ اي هستيم که هر یک از ما از دیگریست، پروردگار به اين امر شنوا و داناست.» عرض کردم: «اوست بعد از شما صاحب الأمر؟»

فرمودند: «بلي کسي که او را اطاعت کند هدايت شده و کسي که او را نافرماني کند کافر است و کفر یعنی سرپيچي کردن از امر امامت است.»


تعداد بازديد : 100
چهارشنبه 15 شهريور 1391 ساعت: 14:18
نویسنده:
نظرات()
دامنى اشك

مى رسم خسته، مى رسم غمگينگـرد غـربت نشسته بر دوشـم

آشـنـايـى نـديـده چـشمانـمآشـنـايـى نـخوانده در گوشم

مـى رسـم چون كويرى از آتشچون شب تيره اى كه نزديك است

تـشـنـه آفـتـاب و بـارانـمچـشم كم آب و سينه تاريك است

مـى رسـم تـا كـنـار مرقد تودامــنــى اشــك و آه آوردم

مـثـل آهـوى خـسته از صيادبـه ضـريـحـت پـنـاه آوردم

مـثـل پـروانه در طواف حرمهـسـتي ام را به باد خواهم داد

تـا نـگـاهم كنى ، تو را سوگندبـه عـزيـزت خـواهــم داد

 

مصطفى محدثى خراسانى


تعداد بازديد : 81
چهارشنبه 08 شهريور 1391 ساعت: 19:51
نویسنده:
نظرات()
نگاه آهو

آهو از كجا فهميد

بايد از تو يارى خواست؟

از پناه تو بايد

سايه اى بهارى خواست؟

آهو از كجا فهميد

با تو مى شود آرام؟

با نگاه تو آهو

پيش پاى تو شد رام

تو به مهربان بودن

شهره در زمين بودى 

مهربان فراوان بود

مهربان ترين بودى 

مى دهى نجات از مرگ

آهوى فرارى را

مى كنى جدا از او

ترس و بيقرارى را

 

قاسم رفيعا


تعداد بازديد : 74
چهارشنبه 08 شهريور 1391 ساعت: 19:49
نویسنده:
نظرات()
سلام ضامن آهو

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید

صدای بال ملائک، عجیب می آید!

 

سلام! ضامن آهو، دل شکسته من

به پای بوس نگاهت، غریب می آید

 

نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است

مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!..

 

به پای در دلت، ای غریبه تنها

علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید

 

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.

کبوتر دل من، بی شکیب می آید

 

 

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد

چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید.

 

"خدیجه پنجی"


تعداد بازديد : 73
چهارشنبه 08 شهريور 1391 ساعت: 19:47
نویسنده:
نظرات()
سؤال هميشه
گلدسته ات
كهكشانى است
كه سياهى شهر را تكذيب مى كند
پيرامون تو همه چيز بوى ملكوت مى دهد:
كاشى هاى ايوانت
و اين سؤال هميشه
كه چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى كوچك خلاصه كرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهايى كه پيش پاى تو باز مى شوند...
آرش شفاعى

تعداد بازديد : 80
سه شنبه 07 شهريور 1391 ساعت: 19:45
نویسنده:
نظرات()
کوچه‌های خراسان

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسندموج‌های پريشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابیريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوتزين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسیهم تمام شهيدان تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتیای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

بوی توحيد مشروط بر بودن توستای که آيات قرآن تو را می‌شناسند

گرچه روی از همه خلق پوشيده داریآی پيدای پنهان تو را می‌شناسند

اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمدچون تمام غريبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را ديده بودمکوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

قيصر امين‌پور

تعداد بازديد : 484
سه شنبه 07 شهريور 1391 ساعت: 19:41
نویسنده:
نظرات()
يا ضامن آهو!

در بند هواييم، يا ضامن آهو!

در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو!

بی تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم

بی سقف و سراييم، يا ضامن آهو!

عريانی پاييز، خاموشی پرهيز

بی برگ و نواييم، يا ضامن آهو!

سرگشته‌تر از عمر، برگشته‌تر از بخت

جويای وفاييم، يا ضامن آهو!

آلوده‌ی بدنام، فرسوده‌ی ايام

با خود به جفاييم، يا ضامن آهو!

آلوده مبادا، فرسوده مبادا

اين گونه که ماييم، يا ضامن آهو!

پوچيم و کم از هيچ، هيچيم و کم از پوچ

جز نام نشاييم، يا ضامن آهو!

ننگينی ناميم، سنگينی ننگيم

در رنج و عناييم، يا ضامن آهو!

بی رد و نشانيم، از ديده نهانيم

امواج صداييم، يا ضامن آهو!

صيد شب و روزيم، پابند هنوزيم

در چنگ فناييم، يا ضامن آهو!

چندی است به تشويش، با چيستی خويش

در چون و چراييم، يا ضامن آهو!

با دامنی اندوه، خاموش‌تر از کوه

فرياد رساييم، يا ضامن آهو!

مجبور مخيّر، ابداع مکرر

تقدير قضاييم، يا ضامن آهو!

افتاده به عصيان، تن داده به کفران

آلوده‌رداييم، يا ضامن آهو!

حيران شده‌ی رنج، طوفان‌زده‌‌ی درد

دريای بکاييم، يا ضامن آهو!

تو گنج نهانی، ما رنج عناييم

بنگر به کجاييم، يا ضامن آهو!

با رنج پياپی، در معرکه‌ی ری

بی قدر و بهاييم، يا ضامن آهو!

نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود

زندانی ناييم، يا ضامن آهو!

در غربت يمگان، در محبس شروان

زنجير به پاييم، يا ضامن آهو!

رانده ز نيستان، مانده ز ميستان

تا از تو جداييم، يا ضامن آهو!

سودای ضرر ما، کالای هدر ما

اوقات هباييم، يا ضامن آهو!

دل‌خسته و رسته، از هر چه گسسته

خواهان شماييم، يا ضامن آهو!

روزی بطلب تا، يک شب به تمنا

نزد تو بياييم، يا ضامن آهو!

در صحن و سرايت، ايوان طلايت

بالی بگشاييم، يا ضامن آهو!

با ما کرم تو، ما در حرم تو

ايمن ز بلاييم، يا ضامن آهو!

چشم از تو نگيريم، جز تو نپذيريم

اصرار گداييم، يا ضامن آهو!

در حسرت کويت، با حيرت رويت

آيينه‌لقاييم، يا ضامن آهو!

مشتاق زيارت، تا جبهه‌ی طاعت

بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهو!

گو هر چه نبايد، گو هر چه ببايد

در کوی رضاييم، يا ضامن آهو!

آيا بپذيری، ما را بپذيری؟

در خوف و رجاييم، يا ضامن آهو!

مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر

تسليم شماييم، يا ضامن آهو!

فريادرسی تو، عيسی‌نفسی تو

محتاج شفاييم، يا ضامن آهو!

هر چند گنه‌کار، هر قدر سيه‌کار

بی رنگ و رياييم، يا ضامن آهو!

ما بنده‌ی درگاه، در پيش تو، اما

در عشق خداييم، يا ضامن آهو!

در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی

آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو!

ای چشمه‌ی خورشيد، مهر تو درخشيد

در عين بقاييم، يا ضامن آهو!

ما همسفر شوق، فريادگرشوق

آوای دراييم، يا ضامن آهو!

همخانه‌ی شبگير، همسايه تأثير

پرواز دعاييم، يا ضامن آهو!

همراز به خورشيد، دمساز به ناهيد

در شور و نواييم، يا ضامن آهو!

هم‌صحبت صبحيم، هم‌سوی نسيميم

هم‌دوش صباييم، يا ضامن آهو!

ما خاک ره تو، در بارگه تو

گويای ثناييم، يا ضامن آهو!

سوگند الستيم، پيمان نشکستيم

در عهد «بلی»ييم، يا ضامن آهو!

يار ضعفا تو، خود ضامن ما تو

ما اهل خطاييم، يا ضامن آهو!

هم مسکنت ما، هر مرحمت تو

مسکين غناييم، يا ضامن آهو!

از فقر سروديم، يا فخر نموديم

فخر فقراييم، يا ضامن آهو!

نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو

جويای هداييم، يا ضامن آهو!

هنگامه‌ی وهم آن، کجراهه‌ی فهم اين

ما اهل ولاييم، يا ضامن آهو!

از گوهر پاکيم، از کوثر صافيم

فرزند نياييم، يا ضامن آهو!

چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم

شوق شهداييم ، يا ضامن آهو!

ايمان به تو داريم، يونان بگذاريم

تشريک‌زداييم، يا ضامن آهو!

منشور نشابور، سرسلسله‌ی نور

با حکمت و راييم، يا ضامن آهو!

تو راه مجسّم، گر راه به عالم

جز تو بنماييم، يا ضامن آهو!

تا صور قيامت، با شور ندامت

شايان جزاييم، يا ضامن آهو!

همراهی استاد آگاهی‌مان داد

کز تو بسراييم، يا ضامن آهو!

اين بخت سهيل است، کش سوی تو ميل است

در نور و ضياييم، يا ضامن آهو!

زين نظم بدايع، وين اختر طالع

اقبال‌هماييم، يا ضامن آهو!


تعداد بازديد : 88
سه شنبه 07 شهريور 1391 ساعت: 19:36
نویسنده:
نظرات()
دربـار رضـا چـه بـاصـفـــا مــي بـيـنــم

دربـار رضـا چـه بـاصـفـــا مــي بـيـنــم

بـرتــر ز حـريـم كـبـريـــا مـي بـيـنم

فـردوس بـريـن بـه پـيـش جـاه و فر او

از ديــده عـقــل كــم بـهـا مـي بـيـنم

جـبـريـل امـيـن ز بـهـر تـعـظـيم و سلام

عـجـز و ادب بــالـتـجـــا مـي بـيـنـم

بر طوف رواق و مرقدش صبح و مسا

پروانه صفت شـاه و گـدا مـي بينم

هـر سـوخـتـه جـان را بـه سر تربت او

بـر لـب سـخـن رضا رضا مي بينم

چـون سـاز كـنـم سـخـن به سوز غم تو

عـالـم ز محن،‌غرق عزا مي بينم

صـدهـا چـو «حـيـاتـي»‌بـه در خـانه تو

من ريزه خور خوان شما مي بينم 


تعداد بازديد : 65
سه شنبه 31 مرداد 1391 ساعت: 11:51
نویسنده:
نظرات()
دوست دارم صدات كنم، تو هم منو نيگا كني

دوست دارم صدات كنم، تو هم منو نيگا كني

من تو رو نگات كنم ، تو هم منو صدا  كني

قربون چشات برم،  از راه دوري اومدم

جاي دوري نميره، اگه به من نگا كني

دل من زندونيه، تويي كه تنها ميتوني

قفس واكني و پرنده رو رها كني

ميشه كنج حرمت گوشه قلب من باشه

ميشه قلب منو مثل گنبدت طلا كني

تو سرت شلوغه زير دستيات فراونند

از خدا ميخوام، كمي نيگا به زير پات كني

تو غريبي و منم غريبم , اما...

چي ميشه دل اين غريبه رو با خودت آشنا كني

دوست دارم تو ايونِ آينه ات از صبح تا غروب

من با تو صفا كنم، توهم منو دعا كني

به وفاي كفتراي حرمت

من ميخوام كفتري باشم ، كه تنها تو منو هوا كني

دلمو گره زدم به پنجره ات دارم ميرم

دوست دارم تا من ميام، زود گره ها رو واكني

صد هزار دفعه هم شده پاي ضريح زار ميزنم

تا يه بار دلت بسوزه، دردامو دوا كني

دوست دارم كه از حالا تا صبح محشر همه شب

من رضا رضا بگم تو هم منو رضا كني


تعداد بازديد : 88
سه شنبه 31 مرداد 1391 ساعت: 9:20
نویسنده:
نظرات()
با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد

در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد

چشمم به ضریح شه والا گهر افتاد

این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد

با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

حوران بهشتی زده اند در حرمش صف

خیل ملک از نور طبق ها همه بر کف

شاهان به ادب در حرمش گشته مشرف

این جاست که تاج از سر تاجور افتاد

با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

 


تعداد بازديد : 245
سه شنبه 31 مرداد 1391 ساعت: 9:19
نویسنده:
نظرات()
مرید و زائرت از هر نژاد است

مرید و زائرت از هر نژاد است

خودش روز است و با شب در تضاد است

مگر شمس جمال تو که این دل

به این خورشیدها بی اعتماد است

برای دیدنت خورشید را صبح

به دست آسمان آئینه داده است

به هر صورت که آیی می پذیرم

دل از آئینه های بی سواد است

و هر بیتم بنامت هست مفهوم

غزلهایم تمامی مستزاد است

بدون ضرب میرقصم به چرخش

خرابی مشرب هر گردباد است

طلب ناکرده چشمم اشک می ریخت

همه گفتند این آب مراد است

شدم پیغمبر تصویر و دیدم

برایم صحن آئینه معاد است

کسی فکر مسیح و نوح هم نیست

از این آئینه ها اینجا زیاد است

به ظاهر فرق دارد تاک و انگور

رضا در باطن عالم جوا د است

به هویی خلق شد دنیا و عقبی

بنای عالم و آدم به باد است

رضا جعفری


تعداد بازديد : 72
سه شنبه 31 مرداد 1391 ساعت: 9:17
نویسنده:
نظرات()
توصیه‌هایی از مرحوم آیة الله العظمی بهجت در باب زیارت امام رضا علیه السلام

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

 

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

 

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

 

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

 

2- زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

 

3- بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

 

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

 

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

 

4- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

 

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

 

5- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

 

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

 

6- حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

 

«در روز عاشورا مقداری از گِل پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

 

7- پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

 

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

 

این جمله دو معنی دارد:

 

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

 

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

 

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

 

9- در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

 

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

 

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

 

 

 

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت


تعداد بازديد : 95
دوشنبه 30 مرداد 1391 ساعت: 19:2
نویسنده:
نظرات()
نگاهی به قدیمی ترین قصیده در مدح حضرت رضا علیه السلام

نگاهی به قدیمی ترین قصیده در مدح حضرت رضا علیه السلام

کهن ترین منظومه در ستایش حضرت امام رضا علیه السلام، قصیده ی سنایی شاعر قرن ششم است که با این بیت آغاز می شود:

دین را حرمی است در خراسان

دشوار تو را به محشر آسان

 استاد احمدی بیرجندی معتقد است سنایی این قصیده را با الهام از قصیده ی معروف محمد بن حبیب ضبی متوفای سال 400 هجری قمری، مداح اهل بیت رسالت صلی الله علیه و آله که در وصف و نعت حضرت رضا علیه السلام می باشد، سروده است. قصیده این گونه شروع می شود:

 قبر بطوس به اقام امام

حتم الیه زیاره و لمام1

سنایی در بیت نخست اشاره دارد که در خراسان برای دین، حرم و بارگاهی وجود دارد که اگر توجه کنی آن چه که در روز قیامت برای همه ی مردم مشکل است، برای تو ساده می شود. هدف شاعر عنایت حضرت رضا علیه السلام به مؤمنان و شفاعت آن بزرگوار است و یا هدایت انسان ها که در دنیا سعادتمند می شوند و چون گناهی انجام نمی دهند، در روز قیامت مشکلی ندارند.

در بیت سوم و چهارم، شاعر به حرم و بارگاه امام رضا علیه السلام اشاره می کند که محل رفت و آمد مردم است، مردمی که برای توسل جستن و کمک گرفتن به بارگاه حضرت رضا علیه السلام روی خواهند آورد و حرم امام علیه السلام مانند کعبه است که محل رفت و آمد فرشتگان است. شاعر در واقع تلمیح دارد به حدیثی که شیخ طوسی در باب زیادات تهذیب الاحکام آورده است. حضرت رضا علیه السلام فرمودند: در زمین خراسان بقعه ای به وجود می اید که آن بقعه یک زمان محل رفت و آمد ملائکه می شود و همیشه اوقات یک فوج بر آن بقعه نازل می شوند و یک فوج بالا می روند.2

همواره رهش مسیر حاجت

پیوسته رهش مشیر غفران

چون کعبه پر آدمی ز هر جای

چون عرش پر از فرشته هزمان (مخفف هر زمان)

شاعر در بیت سیزدهم قصیده به حدیث سلسله الذهب اشاره می کند:

از جمله شرط های توحید

از حاصل اصل های ایمان

زین معنی زاد در مدینه

این دعوی کرده در خراسان

در بیت بیست و نهم هم شاعر یکی از معجزه های امام رضا علیه السلام را یاد می کند. در ابیات 30 و 31 چنین توضیح می دهد:

از بهر تو شکل شیر گشتند

درنده شده به چنگ و دندان

آن را که ز پیش تخت مأمون

برهان تو خوانده بود بهتان

با درد جحود منکرش را

اقرار دو شیر ساخت درمان

جریان از این قرار بود. حمید بن مهران به امام علیه السلام توهین و جسارت کرد و گفت از تو حکایت ها نقل می کنند. . . مثلاً می گویند به دعای تو باران آمده. . . و اگر راست می گویی و معجزه می کنی، دو عکس شیر را که در پشتی خلیفه دیده می شوند، به صورت شیر واقعی درآور تا من را تکه تکه کرده و بخورند.

حضرت به امر خداوند این کار را کرد و شیران حمید را خوردند.

 


تعداد بازديد : 150
دوشنبه 30 مرداد 1391 ساعت: 16:4
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
السلام علیک یا علی بن موسی الرضَا

 

دیشب به مشهد رسیدم

 

این بار مسافرتم به مشهد یه فرقی با دفعه های قبل داره

 

اینکه تا به حال هیچ وقت ماه رمضان اینجا نبودم

 

حس واقعا عجیبی دارم

 

آخه خیلی به خودم بدهکارم

 

خیلی حسابم سنگینه

 

نمیدونم میتونم جبران کنم یا نه

 

چشمم که به گنبد می افته خجالت میکشم

 

آخه ۶ ماه قبل که اینجا بودم قول دادم خوب باشم

 

ولی.......

 

به نقل از آینده روشن ما

 


تعداد بازديد : 501
دوشنبه 30 مرداد 1391 ساعت: 16:0
نویسنده:
نظرات()
چهل نکته خواندنی درباره حرم امام رضا(ع)

نکاتی درباره تاریخ، فرهنگ و معماری حرم امام هشتم 
نکته1 
در سال 203 و به قولى 202 هجرى قمرى که حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاک سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است که بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.

نکته2
در سال 400 هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .
نکته3
سنگ مرقد نخستین که برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.
نکته4

در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.

نکته 5
مشهور است که از زمان صفویان گذاشتن ضریح بر مرقد امام مرسوم شده است و برخی احتمال دادند که ساخت ضریح از عصر تیموریان متداول گشته است.
نکته6
28 هزار لامپ در حرم امام رضا علیه السلام روشن می‎باشد، که اکنون علاوه بر 28 هزار شعله برق، شش هزار لوستر نیز در ابعاد مختلف و با قدمت‎های طولانی مورد استفاده قرار گرفته است.
نکته7
ضریح اول، ضریحی چوبی بوده، با تسمه‎های فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره. این ضریح در زمان شاه طهماسب صفوی یعنی سال 957 هجری قمری ساخته و بر روی صندوق چوبی مضجع منور نصب می‎شود. در سال 1311 همزمان با تعویض صندوق به دلیل فرسودگی پایه‎ها ضریح برچیده شده، پوشش طلا و نقره و جواهرات آن از چوب‎ها جدا و به خزانه آستان قدس منتقل می‎شود.
نکته8
ضریح دوم، ضریحی بوده فولادی مرصع، معروف به ضریح نگین نشان. این ضریح در سال 1160 به دستور شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا نوه نادرشاه ساخته و به وقف بر فراز مرقد شریف نصب می‎شود. ضریح فولادی یا ضریح نگین نشان سقف نداشته، پنجره‎ها و شبکه‎های چهار طرف آن دارای گوی و ماسوره‎هایی بوده است که با نگین‎های کوچک یاقوت و زمرّد تزیین یافته و تعداد آنها به 2000 بالغ می‎شده است. به دلیل وضعیت ویژه این ضریح ذیلاً به عین کتیبه آن اشاره می‎شود. «نیاز رحمت ایزد مستعان، و تراب اقدام زوّار این آستان ملک پاسبان، سبط سلطان نادر شاه الحسینی الموسوی الصفوی، بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبه‎های مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارک موفق گردید. ( سنه 1160قمری) »
نکته9
در زمان تولیت میرزا سعیدخان برای مصون ماندن نذورات داخل ضریح دوم ، شبکه و پوشش طلایی روی ضریح منور قرار می‎گیرد، و بدین ترتیب سقف آن پوشش می‎یابد. این ضریح به دلیل وقف دائمی بودن تا قبل از شروع عملیات جایگزینی و نصب اخیر ضریح مطهر جدید یعنی پنجمین ضریح بر مضجع شریف و زیر ضریح پیشین قرار داشت. ضمن عملیات اخیر محل نصب این ضریح تغییر یافت و به قسمت تحتانی حرم مطهر منتقل گردید.
نکته10
در عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ضریحی فولادی و ساده به ابعاد (3×4) و ارتفاع 2 متر ساخته و روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب می‎شود که در اصل ضریح سوم محسوب می‎شود.

صالحین-بهشتی.gif (184×57)


تعداد بازديد : 73
دوشنبه 30 مرداد 1391 ساعت: 15:54
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
آيت الله مکارم شيرازي:احياء آثار فرهنگي امام رضا(ع) يک ضرورت انکار ناپذير در جامعه امروز

سخنراني حضرت آيت الله مکارم شيرازي در ديدار شوراي برنامه ريزي جشنواره ي فرهنگي هنري امام رضا(ع) 

 

احياء آثار فرهنگي امام رضا(ع) يک ضرورت انکار ناپذير در جامعه امروز

آيت الله مکارم شيرازي:احياء آثار فرهنگي امام رضا(ع) يک ضرورت انکار ناپذير در جامعه امروز

ازديدار شما عزيزان و مخصوصاً براي اين که چهار استان مهم کشور دست به دست هم داده ايد تا به احياء آثار اهل بيت (عليهم السلام) و به و يژه آثار فرهنگي امام رضا(ع) بپردازيد، بسيار خوشبختيم. حقيقت ايناست، که دشمن با تمام قوا براي بيگانه کردن نسل جوان ما با اسلام به ميدان آمده و حتي اخيراً شنيديم کارهاي زشت و ناجوانمردانه اي صورت گرفته و يک فرستنده راديويي در انگلستان تأسيس شده که که رسماً به مقدسات اسلام فحاشي مي کند. با اين و ضعيت ما بايد با تمام قوا براي حفظ آثار اسلام و آثار اهل بيت و مخصوصاً حضرت رضا(ع) که مملکت ما در سايه ي آن حضرت بوده و هست و خواهد بود. و در احياء آثار ايشان بکوشيم و نگذاريم نسل جوان ما از اسلام و اهل بيت جدا شود و همان طور که گذشتگان ما اين چراغ و مشعل فروزان را به ماسپرده اند، ما هم بتوانيم به نسل آينده بسپاريم. و اگر اين گونه عمل نکنيم روز قيامت محشور خواهيم شد. و اگر به ما بگويند نياکان شما شهداي زيادي دادند و علماي شما زحمات زيادي کشيدند و خون جگرهايي را متحمل شدند تا مشعل اسلام و اهل بيت را به دست شما سپردند و شما نتوانستيد به نسل آينده منتقل کنيد، چه جوابي خواهيم داشت؟ نکته ي ديگر مورد توجه ايناست، ما بايد از همان ابزار و و سايلي که دشمن استفاده مي کند براي خنثي کردن توطئه ها استفاده کنيم. پيغمبر اکرم در جنگهاي اسلامي درسهاي مهمي را به ما دادند. لابد شنيده ايد در جنگ احد وقتي که دشمنان اسلام و بت پرستان شروع به شعار دادن کردند و گفتن: «اعل هبل يعني زنده باد بت بزرگ هبل» و پيامبر هم به جنبه ي اسلام فرمودند شعار بدهند و بگويند: «الله اعلي و اجل (خداوند بالاتر است). آنها شعارشان را عوض کرده و گفتند: «نحن العزي و لاغري لکم» (ما بت عزي داريم و شما نداريد) و پيامبر هم فرمودند شما هم بگوييد: «الله مولانا و لا مولانا لکم» يعني يک شعار محکم تر و کوبنده تر داده شد. بنابراين در دنياي امروز اگر شعار مي دهند بايد شعار بدهيم، اگر همايش و کنگره برگزار مي کنند ما هم همايش و کنگره برگزار کنيم. اگر سايت دارند ما هم سايت داشته باشيم. آن هم قوي تر و بهتر و سکوت در اين ميدان مبارزه جايز نيست. و بدانيم که خدا يار و ياور ماست. خداوند قول داده است: «انا لننصره رسلنا و الذين آمنو في الحياه الدنيا...» پشتيبان ما خداست و انتظار کمک از سوي خداوند داريم و با تأييد پروردگار پيش مي رويم و انشاءالله موفق خواهيم شد.

صالحین-بهشتی.gif (184×57)


تعداد بازديد : 90
دوشنبه 30 مرداد 1391 ساعت: 11:49
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
شعري از حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي

شعري از حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي

 

بر در دوست به اميد پناه آمده ايم

همره خيل غم و حسرت و آه آمده ايم

 

چون نديديم پناهى به همه مُلک جهان

 

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ايم

 

از بيابان خطرخيز ديار ظلمات

 

تا به سرچشمه نور اين همه راه آمده ايم

 

بهر ديدار چو بوديم تهى از حسنات

 

 

بر درش توبه کنان غرق گناه آمده ايم

 

چون نبوديم در اين لشکر زوّار «امير»

 

لاجرم جزء سياهىّ سپاه آمده ايم

 

ما نداريم به جز «کوى رضا» بارگهى

 

به سر کوى تو با عشق و رضا آمده ايم

 

دست ما گير و به مقصد برسان اى مولا!

 

لنگ لنگان به تعب نيمه راه آمده ايم!

 

 

تو در اين مصر عزيزى و گدايانى چند

 

به تمنا به در خانه شاه آمده ايم

 

هر طرف کوس «فنا» مى زند آهنگ رحيل

 

ما به درگاه رضا بهر «بقا» آمده ايم

 

«ناصرم» خادم درگاه توأم اى محبوب

 

 

بينوائيم پى برگ و نوا آمده ايم

 

منبع : علم و عرفان

 

 


تعداد بازديد : 477
دوشنبه 30 مرداد 1391 ساعت: 11:30
نویسنده:
نظرات()
جلب دانشمندان جهت مغلوب كردن امام (ع)

از جمله اقدامات مامون پس از ولايتعهدى امام رضا عليه السلام اين بود كه علما، دانشمندان، رؤساى مذهبى يهود، نصارى، صابئه، اصحاب زردشت، نسطاس رومى  و ديگران را جمع كرد تا با مطرح كردن سؤالات كلامى و اعتقادى امام را مغلوب ساخته و به خيال خود حضرت را در جمع علما و دانشمندان رسوا كند. 

 

شيخ صدوق(ره) از احمد بن على روايت كرده كه گفت: «از ابوالصلت هروى پرسيدم كه چگونه مامون با آن اكرام و محبتى كه نسبت ‏به امام اظهار مى‏كرد و او را وليعهد خود گردانيده بود، راضى به قتل امام شد؟ ابوالصلت گفت: مامون بدين جهت اين محبت‏ها را مى‏نمود و ولايتعهدى را واگذار كرد تا مردم تصور كنند كه امام به دنيا رغبت پيدا كرده و محبتش درقلوب مردم كم شود، اما چون ديد كه اين كار باعث ارادت و اخلاص مردم شده، علماى تمام فرق را از يهود، نصارى، مجوس، صابئان، براهمه، ملحدان، دهريان و علماى تمام ملل و اديان را جمع كرده كه با آن حضرت مباحثه و مناظره نمايند. شايد كه بر او غالب گشته و در آن حضرت عجز و نقصى ظاهر شود و به اين سبب اعتقاد مردم نسبت ‏به امام سست ‏شود و اين نقشه و تدبير نيز برخلاف مقصود او نتيجه داد و تمام آن‏ها شكست ‏خورده و به فضيلت آن حضرت اقرار و اعتراف كردند. 


تعداد بازديد : 95
سه شنبه 10 مرداد 1391 ساعت: 14:20
نویسنده:
نظرات()
تبلیغات
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
لینک دوستان